تبليغاتX
مي كا - به تلخی یه فنجان قهوه توی کافه که بی خیال همه دنیات میکنه...
 
 
یه  کافه -----  یه ترانزیت

یه جاده خا کی با آدم های خاکستری..چه بد چه خوب... 

کافه ترانزیت  رو دوست دارم چون  ناصر اصول گرا و دست و پا گیر داستان  معنی عاشق شدن رو خوب می فهمه...

کافه ترانزیت رو دوست دارم چون ریحان خود ساخته داستان با شکستن همه تابو ها خوب می فهمه که کاری جز آشپزی بلد نیست...

هم کافه و هم ترانزیت رو دوست دارم ......  چون آدمهای این جاده  هم ماندن و هم رفتن رو  انتخاب کردند...

چون آدمهای خاکستری همیشه اجاره نشینند....

 

پ . ن:  فقط یه احساس  یک دقیقه ای بعد از تیتراژ فیلمه نه نقد نشانه ها..........

 

 

 

  نوشته شده در  84/09/10ساعت 15:9  توسط الهه...  | 
Click here to read Forough e-magazine
 
  POWERED BY BLOGFA.COM