تبليغاتX
مي كا
 
 
اولین اجرای اینترنتی تئاتر در ایران

گروه تئاتر ویرگول برای اولین بار با طراحی"وب پرفورمنس" به اجرای نمایشهای اینترنتی طی سانس های مختلف می پردازد.

این خبر از سایت فریاد خوندم....برای من جالبه توی عصری که دیجیتاله و برخلاف باور عموم همین سیستمهای دیجیتال ... به صميميت آدمهاي اين دوران كه همه يه جورايي رجعت به تنهايي هاشون كردن كمك كرده...

حالا هنري كه من به سينما ترجيح ميدادم به خاطره زنده بودنش و حس كردنش با نفس هاي بازيگر

قراره بره پشت صفحه ي شيشه اي....با تله تئاتر فرق ميكنه چون جدي جدي زنده است ...و هدفش تمركز زدايي از تئاتر شهر...

اين يعني تشكيل جمع و از بين رفتن مفهوم مكان...به  اين فكر مي كنم كه تنهايي آدما بايد بزرگ باشه يا اين دنيا  تا با به وجود آمدن جمع (نوعي حيات اجتماعي كه پيوستگي كم ولي نفوذ پذيري بالايي داره به قول ژان كازنو عزيز)  جای اين همه تكثر وتضارب آرا رو داشته باشه؟!

  نوشته شده در  84/06/29ساعت 23:42  توسط الهه...  | 
من اصلا آفتابگردون خوبی نیستم !

نمیدونم چرا این روزای مردنی نمیرن پی کارشون...

از پشت پرده تاریک اتاقم خورشید داره زور میزنه نورش تو اتاق پهن کنه...ولی من یادم نمیاد آخرین  باری

که خورشید رو تو اتاقم راه دادم کی بود....تو یادته؟    خیلی سعی میکنم بی تفاوت نسبت به چیزایی که تو ذهنمه زندگی کنم درس مثه بی تفاوتی به تاریکی

اما انگار خورشیده که ولم نمیکنه نه تاریکیا.....مامانم همیشه وقتی موهامو شونه میکرد میگفت دخترای همسن تو همشون از تبار آفتابگردونای طلایی رنگن...

 اما من هیچ وقت آفتابگردون خوبی نبودم...

راستی  چرا دستای تو هیچ وقت  سکوت چشمهای خسته منو لمس نکرد؟

  نوشته شده در  84/06/29ساعت 18:28  توسط الهه...  | 
امروز تشریف برده بودم بزرگداشت مرحوم طالقانی تو حسینیه ارشاد....جاتون خالی مثه همیشه جمعیت  جلو در همون جا که چایی میدن جمع شده بودن و  طبق معمول مشکلات لاینحل مملکت را حل می کردند ...تو سالنم سخنران و البته قشر معدود و فرهیخته ای مثه بنده قدم رنجه فرموده بودند....اما حسین رفیعی که ازعدالت اقتصادی و رویکرد طالقانی می گفت در آغاز آماری از تحولات اقتصادی ایران با توجه به شاخص ها ارائه داد البته از منابع ومراجه موثق:

سازمان مدیریت و برنا مه ریزی:

تولید سرانه سالانه در طی ۲۵ سال گذشته به طور متوسط ٪۹-

در آمد سرانه ٪۱.۲-

در آمد سرانه نفت در سال ۵۶  به طور متوسط ۶۷۲ دلار

در آمد سرانه نفتدر سال۸۴ به طور متوسط  ۱۶۰ دلار

فرار مغزها :۴۰۰ میلیارد دلار ....... در سال ۸۰ فقط ۳۸ میلیارد دلار فرار مغز(فکر کنید مخ شما بره روش چه فاجعه آمیزمیشه)

در سال ۸۲ به گزارش اداره گذر نامه روزانه حدود ۴۰۰ کارشناس>۱۵ کارشناس ارشد>۲.۳ دکتر از این مملکت گل و بلبل در می رفتن ... آخه تو دلت میاد؟

فرار سرمایه:(دلار ۸۲)در ۳۰ سال گذشته:۳ هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار

بی کاری:٪۴۰ جمعیت کشور عملا نقشی در تولید ندارند

۲ میلیون نوجوان ۱۶-۱۱ سال ترک تحصیل کردن

خط فقر در ایران ۲۵۰ هزار تومان اعلام شده      ولی        ۱.۵ میلیون خانوار (دقت کنید خانوار) ایرانی ماهانه حدود ۴۳ هزار تومان در آمد دارند(جز ... چی بگم؟)

بر طبق آمارها با شاخص های مختلف ۲۰-۸ میلیون انسان در ایران زیر خط فقرن!

۸ میلیون حاشیه نشین فقط اطراف تهران است..

جداامیدواریم این عدالت اجتماعی..سیاسی..اقتصادی در دولت عدالت خواه کنونی نیز تداوم نماید ...

  نوشته شده در  84/06/18ساعت 0:14  توسط الهه...  | 
ميان پنجره وديدن هميشه فاصله ايست...... چرا نگاه نكردم؟

  نوشته شده در  84/06/15ساعت 0:32  توسط الهه...  | 

سنجاقک جون مطلب قشنگی راجبه نحوه اهدا عضو بعد از مرگ گذاشته که به سر زدنش می ارزه

گفته باید به باور قلبی رسید  یادمه بهش گفتم  من قلبم به هیچ کس نمی دم...اما شهرزادم که قضیه

رو فهمید با کلامش منو به باور رسوند"""""""" بامداد عزیز میگه"برای زیستن دو قلب لازمه قلبی که دوست بداره قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کنه و قلبی که بپذیره" 

تا حالا به قلبت فکر کردی به همون قلبی که میتونه برای دیدن و دوست داشتن یه قلب دیگه بلرزه

همونی که اندازه یه مشته اما میتونه به اندازه همه قشنگیا جا داشته باشه ...همون که یه تیکه گوشته ولی میگن صدای تپیدنش آرام بخش ترین صدا برای یه نوزاد یه قلب تازه متولد شده است...

حالا یه عالمه آدمی که قلبشون برای دوست داشتن تمام آدما جا داره با چشمهای وحشت زده منتظر قطع شدن صدای تاپ تاپ قلبشونن ....

من..شهرزاد...  سنجاقک        نمیدونیم کی ؟ کجا؟ چه جوری قراره تموم شیم اما دلمون می خواد اگه مغزمون از

زندگی خسته شد قلبمون به کسی بدیم که بتونه با  اون قلب تو رو دوست داشته باشه!!!!!!!!!!!!!!!!"

http://iran-ehda.com

  نوشته شده در  84/06/13ساعت 0:18  توسط الهه...  | 

 
وقتی که تظاهر به آزادی روشنفکران متوهم ما را خلع سلاح میکند...

از پشت کدام خاطره آمدیم؟

ناگهان بعد از سالها تنهایی و گوشه نشینی و مرگ مرد تنهای کوچینی

در زمانی که آرزوها جز سکوت ثمر نداشت.... برای مرهم گذاشتن به روی دلهاشاید خیلی دیر ه

از پشت خاطره ها ناگهان یادت آمد که باید بزرگش داشت مردی که بزرگ داشتش هفته هایی است که خاکستر شد...

وقتی که از خفتنش در آن سوی مرزها سه سال می گذرد شاید تکریمش بی معنا ترین بزرگداشت روی زمین باشد..

اما بازی بی مزه صدا وسیما: که گمونم از انتخابات مجلس فعلی شروع شد که  الان هم همزمان با سالگرد مرگ فرهاد ومبعث نوای پر روح والا  پیامدار محمد را  پخش میکند  همگان ببینید:

صدای مرد ترانه های معترض و حتی  تصویرش از تک رسانه دولتی جمهوری اسلامی ایران پخش میشود

گرچه این بازی برنده ندارد چون صدا وسیمای ما هنوز از قافله فنون مخاطب شناسی عقب مانده است

اما   روشنفکران اصلاح طلب ما همچنان سردرگم  در کلاف توهم سرنخ را گم کرده اند...

وقتی که حتی مخالفان ازادی هم فهمیدند که تنها راه منفعل کردن آزادی گرایان آزادی  است...

اما:             الملک یبقی مع ال...(جای خالی را با هر چه  معتقدین میشود پر کرد چون من معتقدم کفر وجود ندارد ) ولا یبقی مع الظلم........

 

  نوشته شده در  84/06/11ساعت 14:46  توسط الهه...  | 
دلم  گم شده.........

انگاري تو حوض خاطره ها افتاده اگه يه وقتي توي حوض شنا كردي دلم را توي جيبت بذار ......

تا هميشه صداي تپشهاش كه نام تو را زمزمه ميكنه بشنوي ......دل تو هم در جيب من خواهد ماند...

مطمئن باش....

  نوشته شده در  84/06/09ساعت 17:20  توسط الهه...  | 
Click here to read Forough e-magazine
 
  POWERED BY BLOGFA.COM