دست بردار خیال صبور!
نخودچی سیری چند؟
.....------ خدا------......
مرگ یعنی این حتی اگه برنده بازی باشی .
۱. يكی از كاركردهای دين براساس نظريه «دوركيم» ايجاد حس جمعی در بين افراد است . دين دستگاهی از باورها و آداب است، در رابطه با مقدساتی كه مردم را بهصورت گروه اجتماعی بهيكديگر پيوند میدهد.(در فضای واقعی البته)
۲.منتقل شدن گفتمان دین به فضای مجازی که زمان و مکان را در هم فشرده و عرصه ای برای خصوصی تر شدن و فردی شدن روبط است آیا به تکثر و باز تولید عقلانی تر آن آن کمک نمیکنه؟( تاکید است نه سوال)
۳. یه درد دل : من ! فکر می کنم واقعه کربلا را باید به مثابه یه رویداد قابل نقد دید .... رویدادی که به سادگی می تونه بخشی از خصلت های زندگی روزمره ما بشه... چرا عادت کردیم یا قهرمان غیر قابل دسترس یا یه افسانه بسازیم یا یه ذلیل کتک خور؟
۴.« اینک به اختصار بر پیشانی تواریخ باید نوشت: چه بی تکلف تابید مردی که صبح را همگانی کرد!»
آب دریا تار یک..
حقیقت کوچک را کلامی است روشن ...
حقیقت بزرگ را خاموشی ع ظ ی م . . .
«تاگور»
که صد البته ایتالیا قهرمانه ! زیر سر عنصر بی دست و پاییه به اسم تلویزیون :
این ترمی که گذشت با یه استاد دوست داشتنی کلاسی در باب مطالعات فرهنگی داشتم...
می تونم اعتراف کنم کلاس دکتر کاظمی تنها که کلاسی بود که توی این ۶ ترم بیش از حد مجاز دودر نکردم!!!
اما در رابطه با این کلاس در حال ترجمه فصلی از کتاب مورلی (David Morley)، يك پژوهشگر فعال
“مركز مطالعات فرهنگی معاصر”دانشگاه بيرمينگام، در رابطه با تلویزیون هستم مورلی توی این فصل از
کتابش به نقش خانواده در فرآیند تماشای تلویزیون اشاره میکنه و آن را 
فرآیندی اجتماعی میدونه و از اصطلاح سیاست اتاق نشیمن سين كيو بيت استفاده می کنه.
در بين عملكردها استفاده از تلويزيون توسط والدين به عنوان يك خواهر براي كودكان خسته راهي براي
پيشگيري از سردرگمي حاصل بين والدين و كودكان وقتي كودك خسته است به كار ميرود.براي اعضا
خسته خانواده قرار دادن خود جلوي تلويزيون براي مدت طولاني محتواي برنامه ها اندك مورد توجه قرار
ميگيرد و از تلويزيون براي خلاصي از ساير اعضا استفاده مي شود و اين همان نكته باوزينگر است.نکته
دیگه سوال قديمي كشته شدن و از بين رفتن هنر مكالمه در كتاب جامعه جديد سيمون هوگارت است در
واقع کاری که تلویزیون انجام می ده افزایش تجربه اشتراکی در مکالمات روزمره افراده!
ايده جهان گرايي نگرشي مي باشد كه منشا ظهور انديشه هاي نوين در عرصه هاي تاريخ است و نقطه مقابل بومي گرايي و محلي نگري است.جهان گرايي گرچه قدمتي كهنه ولي به لحاظ كيفي تاثيرات عمده اي در زندگي روزمره و ذهنيت افراد جامعه دارد.
از آنجايي كه در اين برهه از زمان مكان شاخص تجلي شهر بوده و امروزه نيمي از جمعيت 6 ميلياردي جهان در شهر ها زندگي مي كنند وبا توجه به ايده جهان گرايي شكلها و فرايند هاي فضايي جديدي در حال پديدار شدن مي باشند هدف در اينجا شناسايي بافت شهري منطبق بر ايده جهان گرايي است.
درمتن حاضر مفهوم شهر از نظر جامعه شناختي مورد بحث مي باشد نه سبك معماري و شهر سازي آن. شهر ايده ايست كه دگرگوني سنت به صنعت را در بر مي گيرداما انفجار اطلاعاتي كه امروزه زاييده جهان نگري است چه دگرگوني هاي را در بافت شهري موجب مي شود؟ اين بافت شهري متصور شده نتيجه انتزاع نگارنده و نوعي معماري ذهني است. 
اگر شهر را بسان پازلي در نظر گرفت كه بافت مشخصي داردو از تركيب محله ها با تفكر قالبي كه در مورد فرهنگ حاكم بر طبقه ساكن در محله خاص و شيوه دسترسي آنها به نيازهاي روزمره وجود دارد با ايجاد سيستمهاي ارتباط الكترونيك و اطلاعاتي و قرابت مفهوم مكان و زمان انجام وظايف زندگي روزمره مانند آموزش. كار.خريد. تفريحا ت و نظاير آن
به گونه اي ممكن شده كه معناي ضرورت بافت شهري متفاوت مي شود و پازل را تا حدودي بر هم مي زند.
اگر شيوه هاي زندگي مردم در شهر ها و طرح فيزيكي محلات شهري بيانگر ويژگي كلي شهر بوده امروز مركزيت خانه و ميزان دسترسي فرد به اطلاعات و گسترش انتخاب نگرش اوو يافتتن ذهنيتي وراي محله و گروهي كه تعلق فيزيكي و مكاني به آنها دارد بر هم زننده از نظر مكاني دگر گوني هاي زيادي خواهد يافت .مكانها ي پازل متصور نگارنده مي باشد.
مردم ساكن در بافت هاي مختلف شهر با دسترسي به كار دور از مكان و مجازي ملاك هاي ارزيابي فردي خود نه در ترافيك و لايه هاي طبقه هاي مختلف شهري خواهند ديد بلكه تصويري از فرديت خود در وسعت جهاني خواهند داشت.
الگوي رفت و آمد مردم به مكانها متفاوت خواهد شد و با فشرده شدن مسئله زمان و در نتيجه انعطاف مكان .مكانها نا متعارف تر و بيشتر خواهند شد.تعامل ميان تكنولوژي نوين اطلاعاتي و فرآيند تغيير اجتماعي تاثير شگرفي بر شهر ها و فضاها دارد نقشه شهر مورد نظر در پازل از نظر مكاني دگرگوني هاي زيادي خواهد يافت مكانها متكثر خواهند شد در حاليكه از الگوي واحد وجهاني پيروي نخواهند كرد بلكه خصوصيات فرهنگي مردم كه بستگي به ويژگي هاي بافت تاريخي و نهادي دارد تنوع چشم گيري خواهند داشت.
اگرچه هنوز محلهاي كار . مدارس .خيابانها.استاديوم ورزشي.و پارك ها تجلي مكاني دارند و همچنان وجود خواهند داشت.
با شكل گرفتن نگاه جمعي از راه انتقال اطلاعات به صورت ديجيتال به مركزيت خانه ها بافت سنتي محله ها از بين خواهد رفت ..حالا افراد در مقابل هجوم اطلاعات دچار سستي در فرهنگ پايگاه اجتماعي خود شده و به يك حس هاي جمعي دست خواهند يافت كه متكثر است
و در حلقه هاي گوناگوني دنبال خواهد شد كه هيچ التزامي به نزديكي مكاني و فيزيكي نخواهد داشت چرا كه ممكن است 2 هم محله اي تعلق به 2 حلقه حس جمعي متفاوت داشته باشند.همچنان خانواده هاي فقير محروميت در دسترسي به چنين شهري را تجربه مي كنند چون دسترسي به اطلاعات ندارنند همان سان كه با افزايش قدرت انتخاب طيف هاي مختلفي از يك طبقه اجتماعي در محله خاصي از شهر شكل خواهد گرفت هر چه جايگاه افراد در شبكه نوين اطلاعاتي پائين تر باشد گذر شهر از مرحله صنعتي دشوار تر خواهد بود
و ساختار شهر سنتي تر خواهد بود.
فضاي شهري هر روز بيش از پيش متمايز ميشود و در همان حال از نظر كاركردي وابستگي متقابل بخشهاي مختلف آن از مجاورت فيزيكي فراتر خواهد رفت و اين امر ناشي از جدايي معناي نمادين محل انجام كارها و تخصيص اجتماعي فضا در مناطق شهري است.
شهر منطبق بر ايده جهان نگر از بيرون به شبكه هاي جهاني متصل است و از درون ارتباط
جمعيت هاي محلي را كه از نظر كاركردي غير ضروري هستند و يا نظم اجتماعي را بر هم ميزنند قطع ميكند. در واقع سلسله مراتب كاركردي و اجتماعي شهر از نظر مكاني مبهم مي باشد . بر طبق نظريه فضاي جريان ها شكلها و فرآيندهاي فضايي را ديناميسم ساختار كلي جامعه ايجاد ميكند كه اين امر شامل گرايشهاي متقاضي است كه از تضاد ها و استراژي هاي
نقش آفرينان جامعه ناشي ميشود كه در صدد كسب منافع و ارزشهاي خود هستند هيچ بافت مكاني به خودي خود وجود نداردچون جاي گاها به وسيله جريان ها تعريف مي شود و زير ساخت شهري تكنولوژي است كه معماري و محتواي آن توسط قدرت هاي اطلاعاتي بازيابي ميشوند.
جريانهاي اطلاعات و تكنولوژي همچنان موجب تكثر فرهنگي در بافت هاي مختلف شهري شده و تصور مطلق يك شهر با چندمحله متجدد و محله نا متجدد خاص از بين مي رود.
پيوند مكاني در اين شهر هنگامي است كه كار كرد هاي مسلط جوامع در شبكه تعامل هايي فراي چارچوب خودي قرار گيرد و اين نيز ملزم به مجهز بودن به ابزار هاي تكنو لو ژي اطلاعات مي باشد.
با فراهم شدن امكاناتي نظير دانشگاه مجازي...خريد اينترنتي....وشغلهايي دور از مكان..هم ذهنيتي جمعي ايجاد خواهد شد و هم ساختار هاي مكاني دگرگون ميشود
زنده ماندن نظم شهري در برابر تحولات پر شتاب آينده با تكيه بر مشاركت اگاهانه شهر وندان ممكن خواهد بود به خصوص تشكلهاي غير دولتي و مجازي .
ازین به بعد اینجا وبلاگ یک ارتباطاتیه .....
ه م ی ن .....
۱.من این ترم بازم با استاد دوست داشتنیم دکتر عاملی کلاس دارم اونم مطالعات فضای مجازی ..از قوانین کلاس اینه که هر کس مشقاش رو تو بلاگ شخصیش بنویسه یعنی بتایپه دوست داشتین به بلاگ من cyber_ghadyani سر بزنین!
۲.حکایت این با خاتمی ها! درست مثل عزاداری و افسانه ساختن این ده روزه ..بر چشمهای قبیله پلک سردر گمی سایه می زد..
از آن روز بر چشمهای قبیله گریه مکروه ....خفتن حرام...و دیدن
عمیق دیدن واجب عینی شد......
ستاره ها هم میمیرند....
باور کن.... 
من آدمکش نیستم که تو زندان بان من باشی....
تو راست می گویی....
سیاهی چشمانت را میزند...
اما من.... هر جا که روی دلم پا گذاشتم...
آسمان همین رنگ بود....
پ.ن:یه صندلی برای تو.... برای من همه دنیا ست ....
یه جاده خا کی با آدم های خاکستری..چه بد چه خوب... 
کافه ترانزیت رو دوست دارم چون ناصر اصول گرا و دست و پا گیر داستان معنی عاشق شدن رو خوب می فهمه...
کافه ترانزیت رو دوست دارم چون ریحان خود ساخته داستان با شکستن همه تابو ها خوب می فهمه که کاری جز آشپزی بلد نیست...
هم کافه و هم ترانزیت رو دوست دارم ...... چون آدمهای این جاده هم ماندن و هم رفتن رو انتخاب کردند...
چون آدمهای خاکستری همیشه اجاره نشینند....
پ . ن: فقط یه احساس یک دقیقه ای بعد از تیتراژ فیلمه نه نقد نشانه ها..........
فروغ را دوست دارم ....
منوچهر آتشی فروغ رو..........
من از مجلس هفتم بدم میاد..... 
مجلس هفتم از منوچهر آتشی....
من از تسلیت بدم میاد.........
من حالم از تسلیت بهم می خوره..............
آتشی ز کاروان جدا مانده...گزارشی از مراسم تشییع پیکر زندهیاد منوچهر آتشی که
کتابلاگ عزیز به تصویر کشیده...

همايش «دين و رسانه»
۲۲ و ۲۳ آبان ماه
دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

جهاني شدن فرآيندي است كه در آن پديده هاي انساني هويت جهاني می یابند هم در عرصه انديشه و هم در عالم واقعیت و نوع نگرش انسان نیزتغيير مي كند.
سعيد رضا عاملي جهاني شدن را مفهوم رشته اي كه متكي بر فهم فرا رشته اي است ميداند فرا مفهومي كه منجر به باز سازي معنايي بسياري از مفاهيم شده است.
آيا در عصر جهاني بايد به باز سازي مفهوم دين پرداخت؟ دينداري انسان متحول شده؟ اصلا نياز به دين حس ميشود یا
به قول نيچه جهاني شدن موجب ميشود كه ما ارزشهاي خودمان را خلق كنيم وبه تنهايي وجو د عادت كنيم و دين را از زندگي محو كنيم؟
در اينجا وقتي صحبت از دين ميشود منظور مجموعه اي از نهاد هاست كه احساس حرمت يا خوف را طلب ميكندو اين ويژ گي مشترك همه انواع دين است
جهاني شدن داراي مفهوم مطلق نيست بلكه از ديد دكتر عاملي منجر به درك مفاهيم نسبي بيشماري ميشود كه تكثر روندهاي جهاني شدن را به همراه دارد بنابر اين نمي توان به هيچ سوالي جوابي قطعي داد بلكه بايد با نسبيت پاسخ داد.
ميتوان كثرت گرايي كه از تبعات نسبي گرايي است را در مقوله دين نيز مورد بحث قرار داد
ميتوانيم ويژگي هاي عصر جهاني را ميتوان اين گونه برشمريم:
روانشناسان اجتماعي معتقدند كه جامعه جهاني امروز ازدحام تنهايي هاست گرچه از لحاظ فيزيكي به هم نزديكيم ولي ازبه همان اندازه نظر رواني دور از هميم.
تنهايي نكته ايست كه ملكيان معتقد است جايگاه دين و دينداري را در اين عصر مشخص ميكند . دين ميتواند آستانه تحمل درد تنهايي را بالا برد. وي بين دين و جهاني شدن دو رابطه برقرار مي كند:
كه اين دو وجه با هم در تناقض هستند. هجوم آگاهي ها ممكن است نوعي سستي را در انسان نسبت به زندگي و ارزشهاي خود به وجود اورد كه منجر به نوعي نسبي گرايي در ضمير آدمي ميشود كه اين شامل كيش آدمي هم ميشود.
و امروزه ديني مي تواند در عرصه عمومي بماند كه تحميل رنج بر ديگران را كم و افزايش تحمل رنج را براي خود داشته باشد.
هانگتينتون هم غير مادي شدن (مذهبي) جهان را يكي از واقعيت هاي برجسته اواخر قرن 20 ميداندو معتقد است نوعي خلا هويت پس از فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي و جنگ سرد شكل گرفته كه تجديد حيات مذهبي وسيله اي براي پر كردن آن خلا است.نهضت همبستگي لهستان و پيوند با كليساي كاتوليك _الهيات رها بخش در آمريكاي لاتين_گريش مردم به اسلام در آسياي مركزي و قفقاز و تحركات چين مويد اين گفته است.
جان هيك اين ادعا را مطرح ميكند كه پيشرفت هاي تاريخي و جهاني شدن تغيراتي در ساختار كلي يك دين را موجب ميشود زيرا زندگي ديني بشر ميدان ارتباط با واقعيت هاي الهي است و از طريق بر خورد با جهاني شدن اديان به هم نزديك شده و لذا متكلمان عصر بايد خود را براي الهياتي جهاني متناسب با جامعه جهاني آماده كنند.(هيك تعصبي ذهني نيز به مسيحيت دارد)
آيا واقعا جهاني شدن نيازمند يك الهيات جهاني است؟
نقدي كه سورين به اين تحليل دارد اين است كه رابطه ضمني بين گفتمان الهيات جهاني و پلوراليسم ديني وويژگي هاي تاريخ اروپايي وجود دارد و نبايد گفت همه اديان به يك طريق به تكثر گرايي پاسخ ميدهند. حسين نصر هم تغيرات كلي را رد ميكند اما به هر حال جهاني شدن را زمينه اي براي الهياتي جهاني متناسب با جامعه جهاني ميداند. برايان ترنر كه جهاني شدن را مرحله اي خاص از فرآيند مدرنيته ميداند دين را فضيلتي جهانشمول ميپندارد كه از مولفه هاي زير بر خوردار است :
و براي رسيدن به اين فرض از 4 پارادوكس استفاده ميكند:
گرچه از منظر گيدنز از نظر اجتماعي سازانهاي مذهبي بخش زيادي از نفوذ اجتماعي و سياسي را از دست داده اند واين روندي جهاني داردو از منظر فردي هم بسياري از افراد كه اعتقادات مذ هبي دارند در مراسم مذ هبي حضور نمي يابند اما به قول هايدگر تمايز معنا دار ميان دوري و نزديكي از ميان رفته و هر چيزي همان اندازه كه دور است نزديك است.
توسعه ICT موجب شده كه آدمها در هر موقعيت جغرافيايي با مفاهيم جديد آشنا شوند از جمله معاني ديني متكثر.
از آراي انديشمندان مختلف اين گونه بر مي آيد كه جهاني شدن تهديدي جهت دين زدايي نيست و ميتواند دين را نيز در بازار انديشه جهاني قرار دهد و با تكيه بر تكنولوژي جديد بر مخاطبان خود بيافزايدوهمه تكثر و تفسير هاي جديد را مد نظر دارند نه دين زدايي.
اما انساني كه در دنيايي چند بعدي زندگي مي كند بايد نگاهي چند بعدي به پديده ها داشته باشد( به علت تكثر روايت هاي ديني...) يعني جهاني شدن زمينه ايست براي كثرت گرايي ديني .اديان كه در اوصاف مشتركند در فرآيند رو به جلو جهاني شدن هم تاثير گذارند.جهاني شدن نه موجب همگوني و نه از بين رفتن تفاوت فرهنگ ها ميشود
پس متناسب با درك انسان از جهان نبايد درك او از دين مثل پدرانش و اجدادش باشد و بايد دخل و تصرف هايي در نهادو و تاريخ دين انجام دادو فهم جديد ديني را بدست آورد.
....
.......................
..................................... 
مجددن سلااااااااام!
به علت گشایش دانشگاه مشقامم میزارم تو بلاگ ببینین من چه فعالم...![]()
اين روزا راجع به شاهكار هنري وزارت ارشاد انتقاد هاي زيادي شد...
ولي يكم منصف باشين آخه اگه زنان ما ساعت 6 تو ارشاد باشن پس كي ميخواد تو خونه وزير ارشاد اينده رو تربيت كنه كه ما از شنيدن اين افاضات محروم نباشيم......
اصلا خوبه طرح بدم براي جلوگيري از ترويج بي تربيتي در جامعه راس ساعت 6 ماشين بزارن تو سطح شهر كلا زن زدايي كنن...........البته فكر نكنين يه وقت شهرداري قراره اين كار رو بكنه....
...نه زنان در جمهوري احيانا اسلامي آخر شان و منزلت هستند.........
پرويز شاپور قشنگ ميگه شب نيامده به روشنيه روزه!

چندي بعد از رفتن دکتر حسن حسيني از بين ما انتشارات سوره بالاخره نوشداروي طرح ژنريک را به چاپ رسوند...در معرفي مولف در اول کتاب آمده که دکتر مي گويد" تاريخ وفاتش بعدا از طريق رسانه هاي عمومي به اطلاع همگان خواهد رسيد"!
نوشداروي طرح ژنريک مجموعه طرحهايي است که از سويي جامعه بيراه رفته و مريض ادبي را به چالش مي کشاند...
شاعري خم مي شد منشي قبله عالم مي شد!
و با طنزي تلخ اما لحني خودماني و حتي روزمره به نقد مي پردازد...
گرچه مرز بين جديت و طنز مشخص نيست اما در نهايت مخا طب برداشتي جدي از بن مايه طرح ها خواهد داشت..
شاعري شايعه بود نقد تکذيبش کرد!......شاعري مي لنگيد ناقدي نان مي خورد!
و از سويي ديگر دنياي تاجران که نماينده پول پرستانند و شاعران که رها از قيد و بند هاي زندگي هستند
در تقابل با هم قرار داده شده...
تاجري فال گرفت ...غزلي لاميه آمد-تاجر چيزي از شعر نفهميد اما چشم مبهوتش را قافيه مال گرفت!
يا:
شاعري پر پر شد گل کرد..............تاجري دسته گلي پر پر ديد ياد پروانه کسبش افتاد!
گر چه دارو که هيچ نوشدارو هم در بهبود واقعيت موجود ثمر ندارد اما به قول سعيد يوسف نيا که مقدمه منصفانه اي نوشته است"شايد هنوز سهراب در حال احتضاري باشد که بخواهد به زواياي پنهان زندگي نيز بپردازد"
طرحهاي بي خانمان و ويتامينه و زاويه نشيني هم در اين مجموعه است که ميهماني ميبرد که طنز و شادي واندوه و اندکي تامل در انتظار شماست!
نزديکتر بيا من زنده ام هنوز
اما....
نزديکتر بيا من روي دست فاصله تشييع ميشوم...
گروه تئاتر ویرگول برای اولین بار با طراحی"وب پرفورمنس" به اجرای نمایشهای اینترنتی طی سانس های مختلف می پردازد.
این خبر از سایت فریاد خوندم....برای من جالبه توی عصری که دیجیتاله و برخلاف باور عموم همین سیستمهای دیجیتال ... به صميميت آدمهاي اين دوران كه همه يه جورايي رجعت به تنهايي هاشون كردن كمك كرده...
حالا هنري كه من به سينما ترجيح ميدادم به خاطره زنده بودنش و حس كردنش با نفس هاي بازيگر
قراره بره پشت صفحه ي شيشه اي....با تله تئاتر فرق ميكنه چون جدي جدي زنده است ...و هدفش تمركز زدايي از تئاتر شهر...
اين يعني تشكيل جمع و از بين رفتن مفهوم مكان...به اين فكر مي كنم كه تنهايي آدما بايد بزرگ باشه يا اين دنيا تا با به وجود آمدن جمع (نوعي حيات اجتماعي كه پيوستگي كم ولي نفوذ پذيري بالايي داره به قول ژان كازنو عزيز) جای اين همه تكثر وتضارب آرا رو داشته باشه؟!
نمیدونم چرا این روزای مردنی نمیرن پی کارشون...
از پشت پرده تاریک اتاقم خورشید داره زور میزنه نورش تو اتاق پهن کنه...ولی من یادم نمیاد آخرین باری
که خورشید رو تو اتاقم راه دادم کی بود....تو یادته؟ خیلی سعی میکنم بی تفاوت نسبت به چیزایی که تو ذهنمه زندگی کنم درس مثه بی تفاوتی به تاریکی
اما انگار خورشیده که ولم نمیکنه نه تاریکیا.....مامانم همیشه وقتی موهامو شونه میکرد میگفت دخترای همسن تو همشون از تبار آفتابگردونای طلایی رنگن...
اما من هیچ وقت آفتابگردون خوبی نبودم...
راستی چرا دستای تو هیچ وقت سکوت چشمهای خسته منو لمس نکرد؟
سازمان مدیریت و برنا مه ریزی:
تولید سرانه سالانه در طی ۲۵ سال گذشته به طور متوسط ٪۹-
در آمد سرانه ٪۱.۲-
در آمد سرانه نفت در سال ۵۶ به طور متوسط ۶۷۲ دلار
در آمد سرانه نفتدر سال۸۴ به طور متوسط ۱۶۰ دلار![]()
فرار مغزها :۴۰۰ میلیارد دلار ....... در سال ۸۰ فقط ۳۸ میلیارد دلار فرار مغز(فکر کنید مخ شما بره روش چه فاجعه آمیزمیشه)![]()
در سال ۸۲ به گزارش اداره گذر نامه روزانه حدود ۴۰۰ کارشناس>۱۵ کارشناس ارشد>۲.۳ دکتر از این مملکت گل و بلبل در می رفتن ... آخه تو دلت میاد؟![]()
فرار سرمایه:(دلار ۸۲)در ۳۰ سال گذشته:۳ هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار
بی کاری:٪۴۰ جمعیت کشور عملا نقشی در تولید ندارند
۲ میلیون نوجوان ۱۶-۱۱ سال ترک تحصیل کردن
خط فقر در ایران ۲۵۰ هزار تومان اعلام شده ولی ۱.۵ میلیون خانوار (دقت کنید خانوار) ایرانی ماهانه حدود ۴۳ هزار تومان در آمد دارند(جز ... چی بگم؟)![]()
بر طبق آمارها با شاخص های مختلف ۲۰-۸ میلیون انسان در ایران زیر خط فقرن!
۸ میلیون حاشیه نشین فقط اطراف تهران است..
جداامیدواریم
این عدالت اجتماعی..سیاسی..اقتصادی در دولت عدالت خواه کنونی نیز تداوم نماید ...![]()
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|